یه لیوان زندگی!
نیمه خالی:
تا حالا دقت کردین که درست تو همون لحظه ای که احساس می کنین همه کائنات برای خوشحال کردن شما دست به یکی کردن و شما سرمستانه مشغول سیر کردن عرش هستین، یه اتفاق کوچیک هست که یادتون بندازه "نه بابا، به همین سادگیام که فکر می کنی نیست!" و به راحتی یه سطل آب یخ رو سر مبارکتون خالی کنه تا شما از عرش به فرش سقوط کنین!
نیمه پر:
چرا میزنی؟ الان می گم دیگه خوب! بعله، یه وقتائیم هست که دریغ از یه روزنه! سیاه سیاه! یه چیزی تو مایه های آخر خط! اما درست تو لحظه ای که خودتو واسه نفسای آخر آماده کردی و داری از اون آه های سوزناک که" آخ، ای کاش اون کارو می کردم، این یکیو نمی کردم " می کشی، یهو عین این فیلم تخیلیای جدید، یا همون در غار علی بابای چند قرن پیش خودمون، یه در که معلوم نیست اینهمه مدت کجا تشریف داشته، درست مقابل دیدگان گرد شده شما ظهور می کنه و شما نجات پیدا می کنین!
لپ کلام!
{ ای بابا، این لپ با اون لپ فرق داره، لطفا آرامش خودتونو حفظ کنین
!!! }
حالا بیاین فکر کنیم خدای نکرده من و شما هر کدوم یه لیوانیم
! می خوایم ببینیم از اول زندگی تا الان بیشتر پریم یا خالی؟!! هر کی پرتر بود اون برنده است!
نــــــــــــــــــــــــــــه! جـــــــــــــــــــــــــر زنی کردی! آخرش شکست! آخه بی انصاف آدم لیوان فرضی رم میشکنه؟ حالا من از کجا بفهمم ؟!! ![]()
بله؟ مال شما سرریز شده؟
مطمئنین چیزی قاطیش نکردین؟!!!
...