ایست بازرسی ... !
نترسین! این یه بازرسیِ کاملا غیررسمیه! تو یه فضای آزاد و آفتابی! کسی جلوتون ننشسته! دستگاه دروغ سنجی هم در کار نیست! حتی آلارم ِ روشن موندن وجدان هم بهتون داده نشده! یه آینه روبروتونه که قراره یه گپ کوچولو باهاتون بزنه! نمی دونم قیافهء اونی که تو آینه ست به نظرتون آشنا میاد یا نه، ولی خیلی شبیه شماست!
Ready ؟ Let's start :
چقدر خودتو می شناسی؟ چقد به خودت اعتماد داری؟ و مهمتر از همه چقد رو خودت حساب می کنی؟ تا حالا رکورد خودتو شکستی؟ از اونی که می خواستی باشی، بالاتر رفتی؟ پائینتر چطور؟ تا حالا خودتو نا امید کردی؟ تا حالا شده گند بزنی به کارمهمی که قرار بود انجام بدی؟ اونوقت آیا اینقد جسارت داشتی که اشتباهتو بپذیری، که خودتو ببخشی، که دنبال مقصر دیگه ای نگردی؟ فکر می کنی چقد مغروری؟ چند بار حاضر شدی بخاطر کسی که برات خیلی با ارزش بود ، غرورتو بشکنی؟ چند بار تو زندگیت آرزو کردی جای کس دیگه ای باشی؟ چقد تو پوست خودت راحتی؟ به چند تا از هدفای بلند مدتی که برنامه شو داشتی رسیدی؟ چند بار سعی کردی کسی رو که ازش متنفری ببخشی؟ چقد برای شخصیت خودت احترام قائلی؟ تا حالا تو رودربایستی خودت موندی؟ تا حالا شده حس کنی تو یه پیله از اخلاق تعریف شده تو تمام این سالها که خودت به خودت نسبت دادی، گیر افتادی؟ چقد تو عوض کردن اخلاقی که در خودت نمی پسندیدی موفق بودی؟ چند بار شجاعت اعتراف به اشتباهتو داشتی؟ تا حالا فکر کردی چقد به خودت و زندگیت مدیونی؟ چقد با خودت دوستی؟ و چقد روراست؟ تا حالا شده خودتو بعنوان یه شخص ثالث ارزیابی کنی؟ از نتیجش راضی بودی؟ اگه نبودی سعی کردی بهترش کنی، یا ترجیح دادی باهاش کنار بیای؟ چند درصد از عکس العملات آگاهانه ست؟ اصلا تا حالا برای خودت حریم تعریف کردی؟ چقد آدمِ باری به هر جهتی هستی؟ سقف جاه طلبیت چقد بلنده؟ تاحالا شده تو موقعیت خیلی خوبی قرار بگیری که احساس کنی استحقاقشو نداشتی؟ وجدانت تو قضاوتات چقد نقش داره؟ چقد پای تصمیم هایی که می گیری با همهء عواقبش می ایستی؟ ...
حالا با این جوابایی که از ذهنت گذشت، فکر می کنی این آدمی رو که الان تو آینه می بینی، با همهء اخلاق خوب و بد و زشتیا و زیبائی هاش، چقدر می شناسی و چقدر دوسش داری؟! ...
تو رو نمی دونم، ولی می دونم اونی که تو آینه ست همیشه نگرانته، و بیشتر از همهء دنیا دوسِت داره، حتی اگه خودت اینو یادت رفته باشه ...
مرسی از وقتی که برای "ایست بازرسی" گذاشتی , حالا آزادی هرجا که می خوای بری، بدوی، فریاد بکشی، لذت ببری، نابود کنی، دوباره بسازی ... ولی کاش گاهی اون وسطا یه وقت کوچیک، خیلی کوچیک، واسه اونی که تو آینه بود بذاری، آخه دلش برات خیلی تنگ میشه ... ![]()
![]()