تبليغاتX

زندگی جای دیگریست ...

Image and video hosting by TinyPic


فکر کنم داره باورم میشه، هرچند به سختی! هر وقت دوباره نگران واقعی بودنش میشم یه دور میرم مهر ویزا رو تو پاسم چک می کنم! نه جداً واقعیه! واقعاً ویزای ما بعد از 10 ماه و سه روز تو دستمه!  فقط 10 ماه و 3 روز! با یه استیکر خنده دار و بقول دوستان زشت (هرچند من دلم نمیاد اینو بگم!)، که ما رو به یه دنیای جدید و کاملاً متفاوت دعوت می کنه! نمی دونم باید از کی تشکر کنم، نمی دونم چجوری این معجزه رو تفسیر کنم، حتی نمی دونم به چه سندیتی سزاوار چنین پاداشی شدم. فقط امیدوارم لایقش باشم ...

این روزا بارها این جمله رو برای دوستانِ منتظر ویزا تکرار کردم "شرمنده ام! " و اینو صمیمانه و از ته قلبم گفتم چون میدونم خیلی از اونها با انتظارهای بیش از 22 ماه اونم از سال 2006 تا حالا، شاید خیلی سزاوارتر بودن، در مقابل ویزای من با 10 ماه و 3 روز انتظار که اصلاً بقول دوستان به صرف واژهء انتظار هم نرسید! اگه بگم خیلی خوشحالم دروغ گفتم! چون چیزی  دریافت کردم که از سال 2005 تا حالا برای هیچ کس، تکرار می کنم هیچ کس (!) اتفاق نیفتاده! و من اونقدر احمق نیستم که خیلی ساده ازش بگذرم و این فرصت دوباره شروع کردن رو از دست بدم. نمی دونم پستهای قبلیم در مورد اعتقاد من به "نشانه ها" در زندگی رو خوندین یا نه. نمی دونم مثل من به مرتبط بودن تمام اتفاقات زندگی معتقد هستین یا نه، ولی من با استناد به تک تک لحظه هایی که  در این مدت گذشت، یه ردپای زیبا می بینم که دوست دارم برای تحلیلش مدتها وقت بذارم. می خوام به خودم ثابت کنم که سزاوار این موقعیت بودم، می خوام این فرصت بزرگ فقط به شادیِ زودگذرِ خاطره ای از امروزم به عنوانِ یه اتفاق بزرگ و عجیب و یک معجزهء خاک خورده ختم نشه! خیلی کار دارم! هنوز گیجم، ولی وقت ندارم زیاد گیج بمونم! وای خدایا خیلی خوشحالم ...

خیلیا هستن که دوست دارم ازشون تشکر کنم، خیلیا هستن که خیلی چیزا تو این مدت بهشون مدیونم، در سختیها و شادیهاش ... دوست داشتم یکی یکی اسم ببرم ولی شاید اینجا جاش نباشه وشاید کلمات برای تشکر کافی نباشن. فقط آرزو می کنم خودم یه روز در زندگی اونا همچین نقشی هرچند خیلی کوچیک در حد و اندازه های خودم داشته باشم ...



 شادی هاتون بی پایان 

...


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/12ساعت 22:22  توسط من | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
خوش آمدید

زندگی جای دیگریست ولی شاید نه خیلی دور ...
توضیحی در کار نیست! همه زندگیمون صرف این می شه که یا در مورد کارامون توضیح بدیم یا خودمونو ثابت کنیم. ولی دیگه بسه. حداقل اینجا دیگه نه. خوشحالم که اینجا هستید و هستم. بقیه اش دیگه مهم نیست. همین.


... آنچه گذشت
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
لینک به دوستان
داریم می ریم استرالیا <بهروز>
زیر آسمان استرالیا
بریم استرالیا <مریم و شهرام>
حس یازدهم <آرش>
دوست دارم که برم <آریا>
از مشهد تا بریزبین <خشایار>
یک دوست
خانه نشینان واحد مرکز <بهنام>
oblishia<مریم>
من و نی نی و ننه <الهام>
روزهای آفتابی من <لینا>
دوباره ترنم
نیکی
سلام استرالیا
راهنمای استرالیا <پگاه اولی>
روزهای سبز من <گلی>
دترم <احد>
سرزمین کوالا
خاطرات الهام
هفدهمین خط
hopefull migrant
آفتاب تابان <آتریسا>
پرنده مهاجر <امیر>
خانواده مهندس ارنست
گاهنامه <امیر و شهره>
سکوت سپید <سپیده>
هزار درنای کاغذی <الهام>
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
بهروز